تبليغاتX
قالب های گلد اسکین
خدا,آن حس زیباییست,که در تاریکی صحرا,زمانی که هراس مرگ,می دزدد سکوتت را, یکی همچون نسیم دشت میگوید:کنارت هستم ای تنها و دل آرام می میگیرد
نوشته شده با قم محمد ابراهیمی اا صدای ساکت

من بی رنگم و رنگ را از او می گیرم اوست و دوست دارم خدایی که در این نزدیکی ست. من چیزی هستم که اگر نباشم ممکن نیست که تو باشی . من بهترین و به خود می بالم که دست در هر علمی بربی من  و قدرت های من را می بینی . هیچ چیز و کسی جز شیطان و همزادانش از من بدش نمی اید ببخشید یادم رفت خودم را معرفی کنم من آب هستم همان که تو هر روز صبح  بعد از خواب پیشم می ایی کمی به صورتت میزنی و بعد بدون توجه به من می گذاری که من به داخل سیاه چاه برم و در ان جا زندانی شوم ولی من عاشق تو هستم  و به هر سختی هم که باشد دوباره می ایم و به خاطر تو از تور ها و پمپ ها می گذرم و مایع های بد مزه را می خورم تا تو را دوباره ببینم ولی بازهم تو همان کار را می کنی ولی من هم صبر دارم و اگر تو باعث شوی تا صبرم لب ریز شود دیگر به خاطر تو خود را از خفا بیرون نمی اورم و در همان جا پنهان می کنم و من با تو قهر می کنم و دیگر بر سرت نمی بارم تا تو هم عاشقم شوی . من زیادم ولی خیلی کمم تو همانی که همیشه هستی پس بیا با تا باشم تا  جای دو کلمه عوض شود و شوم من کمم ولی خیلی زیادم .



نوشته شده با قم محمد ابراهیمی اا پله های آسمان

رسم شب را خدا بر این نهادست تا موجودات در هر جا که هستند ارامش یابند وگونه هایی که راز شب را بدانند بیدار و به گشت در مَرغزار بپردازند . از شب رازان می توان به مرغ یاحق که عارفان بیش از جانورشناسان انان را دانند و با انها در کار ایند. خداوند تقدیر انسان در شب را خواب قرار داد ولی چون خدا می دانست که این خاکیان لجبازند به انان اختیار داد تا اگر خواستند روز را هم بخوابند تا مبادا به این خاطر دیگران را بیازارند و همچنین  بشناسد مخلصان و دیوانگان درگش را که تقدیر آسایش خود را برای رسیدن به خالق بشکنند و به درگاه آرامترش روند ; خداوند به انسان عقل داد تا نهفته ها را برای سود خود و دیگران بیابند و در اسرار انها تامل نمایند و همان طور که افریدگار خواست انسان گشف نمود ولی از انجا که از خاکیان خود خواهند در کشف اسرار ضد سود پرداختند تا دیگران را بیازارند ولی تمام این افکار و روش های عمل پلید ریشه در حریص بودنشان دارد.حال این سوال در کارست که چرا خدا فقط رفتار نیکو در ادمی نگذاشت و در پاسخ باید گفت که اگر این بدی ها نبود همه خوب بودند و تفاوتی بین ادم خوبان واقعی و بدسرشتان نبود دست است اگر بدی نبود همه خوب بودند ولی حال که بدی هست ادمی را بهتر می توان شناخت که به کدامین طرف است ایا سمت خداست یا شیطان و برای رفتن به سوی خدا یک راز بی پرده ست و ان هم اخلاص است . همانا کسانی که به اخلاص رسیدند از روی پله های لغزنده عبور کردند ولی تا رسیدن به اون همواره بر خدا توکل کردند و همانا قادر متلق یاری کردن و از لغزش کاست .